![]() |
![]() |
|
| ..................دلنوشته های |
|
اولين نامه من اولين نامه تو..
اولين برگ سفر نامه عشق من
و توست و در اين پندارم
كه اگر عشق سر آغاز وجودست كه هست...
آخرين نامه من آخرين نامه تو آخرين برگ وجود من و توست .... ...........................................
چه کسی می داند که تو در پیله ی تنهایی خود تنهایی؟
چه کسی می داند که تو در حسرت یک روزنه در فردایی؟
پیله ات را بگشا...
تو به اندازه پروانه شدن زیبایی...
.................................................................................................
قانون عشق: يك پسر با يك نگاه از يك دختر خوشش مياد ... و عشق از طرف اون شروع ميشه ... تا جايي كه زندگيش رو پاي عشقش ميذاره ... اما دختر باور نميكنه ... چون يك چيزهايي ديده و شنديده ... تا دختر مياد پسر رو باور كنه ، پسر دلسرد و خسته ميشه ... ميره با يكي ديگه ... بعد كه دختر تازه تونسته پسر رو باور كنه ميره طرفش ... اما پسر رو با يكي ديگه ميبينه ... اينجاست كه ميگه: حدسم درست بود
......................................................................................... و خداوند زن را آفريد
God created Woman out of the left side of man not from his head to be above him نه از سر او تا بر او مسلط گردد not from his foot to be trampled by him نه از پاي او تا لگد كوب اميال او گردد but from his side to be equal with him بلکه از پهلوی او تا برابر او باشد and from under his arm to be supported by him و از زیر بازوی او تا در حمایت او باشد
and from nearest to his heart
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه دهم اردیبهشت 1387ساعت 20:9 توسط فرناز |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
|
| نوشته های پیشین |
|
تیر 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 مهر 1386 شهریور 1386 |
|
RSS
|