![]() |
![]() |
|
| ..................دلنوشته های |
![]() عشــــــــــــــــــــــــــــــــــــق نمي پرسه تو کي هستي عشــــــــق فقط ميگه: تو ماله مني
عشــــــــــــــــــــق نمي پرسه اهل کجايي فقط ميگه: توي قلـــــــــــــب من زندگي مي کني عشــــــــق نمي پرسه چه کار مي کني فقط ميگه: باعث مي شي قلب من به ضربان بيفته عشــــــــــــــــــــــــق نمي پرسه چرا دور هستي فـــــــــــــقط ميگه: هـــــــــــــميشه با مني ![]() منتظر لحظه ای هستم که دستانت را بگیرم در چشمانت خیره شوم
بنشینم سر رو شانه هایت بگذارم....از عشق تو.....از داشتن تو...اشک شوق ریزم منتظر لحظه ی مقدس که تو را در آغوش بگیرم بوسه ای از سر عشق به تو تقدیم کنم وبا تمام وجود قلبم وعشقم را به تو هدیه کنم اری من تورا دوست دارم وعاشقانه تو را می ستایم
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه پانزدهم اسفند 1386ساعت 12:35 توسط فرناز |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
|
| نوشته های پیشین |
|
تیر 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 مهر 1386 شهریور 1386 |
|
RSS
|